ابراهيم عاملي ( موثق )
297
تفسير عاملي ( فارسي )
گذشته باشد و بقيّه بعد انجام شود زيرا اين جمله در قرآن مكرر بمعنى مرگ استعمال شده است كه همان وفا و انجام و تمام شدن و به آخر رساندن است ، نه تكميل نواقص مثل « يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ » و در خطاب به حضرت مسيح « إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرافِعُكَ » كه در هر دو جمله بمعنى به آخر رساندن و انجام شدن عمر است ، و در اين آيه « مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ » و اين جمله : « وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى » كه معلوم است بمعنى به آخر رساندن و انجام دادن است نه رفع نواقص و همچنين اين آيه : « إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ » يعنى از مردم پيمانه ى تمام و كامل دريافت مىدارند و كتب لغت كلمات : وفى ، توفّى ، اوفى ، وفّى ، استوفى همه را انجام دادن و بپايان رساندن معنى كردهاند پس نتيجه از نقل استعمال و معنى اين جمله ها آن است كه بتصريح اين آيه سزا و پاداش معنوى كارها در عالم ديگر انجام مىشود بىكم و زياد و آنچه در دوران زندگى به انسان مىرسد مولود اعمال ظاهرى و مادى او است نه آنطور كه ميان مردم مشهور است سزاى معنوى اعمال باشد كه هر خوشى و ناخوشى را نتيجه ى اعمال مىدانند و مىگويند : اثر وضعى فلان كار بفلان نتيجه رسيد . 2 - كلمه ى : « يوم القيمة » بمعنى ظاهرى و همين روزهاى دوران زندگى نمىتوان مطابق نمود ، چون روز قيامت بعد از برگزار كردن و دست برداشتن از حوادث و مواد اين عالم است پس براى فهماندن مطلب قيدى لازم است كه قهرا بالفظ روز بايد گفته شود ، و گر نه با همين روزها كه ما مىشناسيم منطبق نيست علماى تفسير و لغت در « يوم القيمة » بمعنى مشهور اكتفاء كرده چيز ديگر اظهار نكرده اند و براى اينكه بفهميم اوّلين استعمال اين كلمه قبل از قرآن بوده است يا نه ، و اگر بوده است بچه معنى بوده است تفحّص بيشتر لازم است ، و آنچه به نظر ميرسد كلمه ى قيامت شايد از همان قوام و قيم بمعنى اختياردار ، و ايستاده به كار و دست اندر كار باشد و مقصود آنكه روزى است كه در ظاهر هم قوام و قيّم ديگرى نيست مگر خدا ، كه ديگر اختيارات ظاهرى هم نابود است و دست كسى به جائى نمىرسد ،